ده تومانی

دلشوره هم گاهی بد چيزيست
دلم را ميگيرم وقتی ميخندم به حماقتم |
ده تومان ته جيب دلم مانده
در روز گاری که ده تومانی را تنها ميتوان به فقير داد
آخر من چه دارم برای تو؟ |
گنبد های شهرمان هنوز خاکيست اما هيچ کس دلش نميسوزد
نه خاک گرفته! که حتی کاشی شان هم نکرده اند |
ته جيبم را ميتکانم .... يک سکه تنها
سخنم با شمايانيست که از سر بی تجربگی پير شديد
من می خواهم جوان بمانم
يا حد اقل جوان بميرم |
کسی ميتواند کمکم کند؟
می خواهم! سيبی که در باغچه کوچکت برق ميزند
سيب هوست را |
صدايت را ميشنوی؟ کمی نزديک بيا ! حنجره ات دريچه آاورتم ميشود!
در سرخرگم ميتپی |
ميشود با ده تومان فرار کرد؟
من و تو ؟
ميشود خرجش کرد جز چيزی که در ازايش فقيری به ما خواهد داد؟
دلم ميريزد |
برای همسفری با تو چند تومان بايد بردارم؟
آخر من بی بضاعتم
شايد ده تومانی های ديگران را بدزدم
اما نه! هيچ کس ديگر ده تومانی ندارد |
فقط من
و تو که در من ميتپی |

/ 11 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آ د م

ده تومان پول زياديه اگه صاحبش تو باشی . اما جان من فرار و بی خيال شو اونهم به خاطر يه نفر . آدما بی رحمن گل من .

رضا شب بين

من هم ده تومن ميزارم رو ده تومنيت . بیست تومن بديم سينا ببينیم چه گلی به سرش میزنه

پرنده

با اجازه به شما لينک دادم

کوتاه

سلام.يه پرچم سفید دارم که جلوی در ارزوی جوان مردن اویزون کردم

دیونیزوس

مادرانمان راست می گويند می گويند يک وقتی بی هنگام اگر بشکفی چشم به راه پاييز باش دير يا زود

رضا

منم دوسدارم جوون بمونم...مثل تو اگه يكي كمكم كنه...گفتي با ده تومني ميشه؟!!

why do you close the message interface for the last post???