سلام بر آفتاب

سلام بر تو که آفتاب منی
/ 3 نظر / 18 بازدید

مهدی

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد - به جویبار که در من جاری بود - به ابرها که فکرهای طویلم بودند - به رشد دردناک سپیدارهای باغ که با من از فصل های خشک گذر می کردند...

هیچ در هیچ

بار اولیه که اینجا کامنت میدم . ولی حقیقت انسان و اونی که در باطن و نهانه. سوای همه احساسات و عواطف ظاهری و سوای همهء های و هوی هایی که عرف کوچه و خیابونه. روزی . . در جایی . . در مکانی مافوق احساس و ادراک و مافق تمام تخیلات به ظهور میرسه! . . همه و همه و هرچه هست با زمان خاکستر میشه جز اون حقیقت!؟